مهمترین عامل در مارکتینگ ROI می باشد، یعنی شاخص سودآوری سرمایه ای که صرف تبلیغات شده است. ولی آیا باید تنها این عامل را در نظر گرفت؟ بیایید این موضوع را بررسی کنیم.

اولین اصل کلوب بازاریاب ها: " همه چیز را می توان اندازه گرفت".

دومین اصل کلوب بازاریاب ها: "اگر موفق به اندازه گیری چیزی نشدید به اصل اول مراجعه کنید".

اگرتعداد تمام عوامل اینترنت مارکتینگ به اندازه انگشتان دست بود زندگی به مراتب راحت تر می شد. بسیاری از این عوامل برای شما ناشناخته هستند ولی تاثیر مهمی بر میزان سود شما دارند. در این مقاله با 33 عامل کارآمد که هر بازاریاب باید آن ها را بشناسد آشنا خواهید شد. علاوه بر این هدیه خوبی برایتان در نظر گرفتیم: می توانید به صورت خودکار سایت خود را بر اساس این عوامل بسنجید.

توجه: تقریبا در تمامی عوامل بر روی فروش تمرکز کرده ایم ولی این بدان معنا نیست که این پارامترها برای مقاصد دیگر مانند تماس های تلفنی، دانلود فایل ها، درخواست محاسبه و غیره قابل استفاده نباشند.

Total Visits

Total Visits تعداد کل بازدیدها در بازه زمانی مشخص می باشد. خیلی ساده است نه؟ ولی این سادگی از اهمیت این عامل کم نمی کند. سعی کنید تعداد بازدید از سایت به صورت سیستماتیک افزایش یابد. رشد ماهانه این عامل نشان دهنده کیفیت کالا یا خدمات شما و یا کار خوب بخش بازاریابی می باشد. Total Visits را می توانید در سیستم های آماری مانند یاندکس متریکا و یا Google Analytics مشاهده کنید. به عنوان مثال در Google Analytics می توانید این آمار را در قسمت "منابع ترافیک" > "مشاهده" ببینید.

BR

BR — bounce rate شاخص تعداد انصراف ها می باشد. این شاخص نشان دهنده سهم بازدیدکنندگانی است که بلافاصله پس از وارد شدن به سایت آن را ترک می کنند. به عبارت دیگر این عامل نشان دهنده تعداد بازدیدکنندگانیست که تنها از یک صفحه سایت بازدید کرده اند (در یاندکس متریک اگر حضور بازدید کننده در سایت کمتر از 15 ثانیه باشد به عنوان انصراف محسوب خواهد شد و در Google Analytics زمان بازدید برای بازدید کننده ای که تنها از یک صفحه سایت بازدید می کند همیشه 0 ثانیه محاسبه شده و به عنوان انصراف ثبت می شود).

اگر موضوع سایت شما به گونه ای است که مستلزم عملکرد سریع و هدفمند می باشد (به عنوان مثال زمانی که بازدید کننده وارد صفحه اول سایت شده و تلفنی پیتزا سفارش می دهد) داشتن شاخص BR بالا از اهمیت کمتری برخوردار است. در سایر موارد هر چه bounce rate بالاتر باشد مجری تبلیغاتی شما باید بیشتر مورد بازخواست قرار بگیرد.

چگونه شاخص انصراف را در سایت ها کاهش دهید؟

وضعیت را تحلیل کنید. ببینید آیا bounce rate به کانال خاص و یا صفحه مشخصی از سایت ارتباط دارد؟ مطئمن شوید که تبلیغات شما با محتوای سایت مطابقت داشته باشد. بد نیست راحتی جابجایی بین صفحات و پارامترهایی نظیر سرعت بارگیری صفحات سایت را نیز بررسی کنید.

bounce rate را کجا ببینیم؟

شاخص کلی انصراف ها از سایت را می توانید در Google Analytics، قسمت "مخاطبان" > "مشاهده" و برای هر گروه از کانال ها در قسمت "منابع ترافیک"> "تمام ترافیک" > "کانال ها" بیابید.

PPV 

PPV — pages per visit نشان دهنده عمق بازدید از سایت و یا به عبارتی دیگر تعداد صفحات بازدید شده در طول یک بازدید می باشد. این شاخص نشان دهنده میزان علاقمندی بازدید کننده به محتوای سایت می باشد. در موارد نادر این شاخص حاکی از مشکلات موجود در جابجایی داخل سایت می باشد که باعث می شوند بازدید کننده برای پیدا کردن مطالب مورد نیاز خود زمان زیادی را صرف گشتن بین صفحات سایت کند. این فاکتور با مدت زمان حضور بازدید کننده در سایت شما ارتباط نزدیکی دارد. هر چه تعداد صفحات جالب و جذاب سایت شما بیشتر باشد، بازدید کننده از صفحات بیشتری بازدید و متعاقبا زمان بیشتر را در آن سپری خواهد کرد.

چگونه عمق بازدید از سایت را افزایش دهیم؟

یوزابیلیتی سایت را تقویت کنید، محتوای جذاب در سایت قرار دهید، صفحات را بهینه کنید و از عناصر تعاملی استفاده کنید. PPV بالا نشان دهنده وفاداری بیشتر کاربران به سایت و شرکت شما می باشد و تاثیر مثبتی بر کانورژن ریت دارد.

عمق بازدید به وسیله شمارنده اندازه گیری شده و در سیستم های آماری مانند Google Analytics  در قسمت "مخاطبان" > "رفتار"> "مشارکت" نمایش داده می شوند.

TSS

TSS — time spent on site مدت زمان سپری شده در سایت می باشد. این فاکتور رفتاری در رتبه بندی سایت ها در موتورهای جستجو مورد توجه قرار می گیرد. ممکن است کاربر از تمامی صفحات بازدید کند ولی اگر این کاربر تنها 10 ثانیه صرف دیدن این صفحات کرده باشد این موضوع سودی برای سایت نخواهد داشت. اگر مدت زمان حضور بازدید کننده در سایت کوتاه باشد نشان دهنده علاقه کم بازدید کننده به آن می باشد. این طور به نظر می رسد که سایت هیچ جذابیت و سودی برای بازدید کنندگان ندارد. در نتیجه رسیدن به رتبه های بالا در نتایج جستجو خیلی بعید به نظر می رسد. شما که نمی خواهید این موضوع برای شما اتفاق بیافتد؟

چگونه این فاکتور رفتاری را تقویت و بازدید کننده را مجاب کنیم زمان بیشتری را در سایت باقی بماند؟

محتوای جذاب ایجاد بکنید که مطابق میل کاربران باشد، راحتی استفاده از سایت را افزایش دهید، لینک های داخلی ایجاد کنید. تمامی این موارد می تواند مشتری را در سایت نگه دارد.

TSS توسط شمارشگر محاسبه شده و تصویری که PPV نشان می دهد را تکمیل می کند. این شاخص را می توان به عنوان مثال در Google Analytics  در قسمت "مخاطبان" > "رفتار"> "مشارکت" مشاهده کرد.

ER

ER — engagement rate میزان مشارکت بازدید کنندگان می باشد. بالا بودن این شاخص نشان دهنده کیفیت بالا و مفید بودن سایت شما بوده، باعث بهبود فاکتورهای رفتاری و در نتیجه بهبود رتبه سایت شما خواهد شد. ER نسبت تعداد عملیات انجام شده در هر صفحه یا سایت (پیمایش تا N%، ثبت نظر، پر کردن فرم و غیره) به تعداد بازدیدهای صفحه یا سایت (به درصد) می باشد.

RV

RV — returning visitors تعداد بازدید کنندگانی به سایت بازمی گردند. چرا باید این شاخص را افزایش دهیم؟ کاربری که به سایت بر می گردد به احتمال زیاد مجددا کالایی را خریداری و یا خدماتی را سفارش خواهد داد. این کاربران مخاطبان دائمی شما بوده و به پیشرفت سایت شما کمک می کنند. با رصد کردن رفتار آن ها می توانید بفهمید آیا تغییراتی که در سایت خود انجام داده اید درست بوده است یا خیر؟ کاربران جدید تصور اولیه نسبت به سایت شما را نشان می دهند ولی کاربرانی که به سایت شما بازمی گردند نگاه عمیق تری به سایت شما دارند و نیاز به توجه بیشتری دارند.

RV به وسیله شمارنده آمار اندازه گیری می شود. این شاخص را می توان به عنوان مثال در Google Analytics  در قسمت "مخاطبان" > "رفتار"> "کاربران جدید و بازگشته" مشاهده کرد.

VPK 

VPK — visits per keyword حجم ترافیک ارگانیک و یا به عبارت دیگر تعداد کاربرانی که از موتورهای جستجو به سایت شما آمده اند. این شاخص به متخصصان سئو کمک می کند استراتژی بهینه کردن سایت را اصلاح کنند و به شما نشان می دهد کدام محتوا جذابیت بیشتری برای مخاطبان سایت دارد و به کدام سمت باید حرکت کنید.

این شاخص را می توان به عنوان مثال در Google Analytics  در قسمت "منابع ترافیک" > "کمپین ها"> "کلمات کلیدی رایگان" مشاهده کرد.

Churn rate

Churn rate ضریب خروج. به عبارت ساده تر این ضریب نشان دهنده درصد کاربرانی است که به سایت باز نمی گردند. بالا بودن ضریب خروج به معنای شکست پروژه شما می باشد. خودتان نتیجه گیری کنید: یا محتوای شما جذاب و پاسخگوی نیاز کاربران نیست، یا جابجایی داخل صفحات سایت به خوبی طراحی نشده است و یا کاربری که به سایت شما آمده از مخاطبان هدف شما نیست. گزینه های زیادی وجود دارند. مهمترین کاری که می توانید بکنید این است که دلیل بالا بودن این ضریب را پیدا کرده و آن را برطرف کنید.

شما همین الان می توانید Churn rate سایتتان را محاسبه کنید. کافیست تعداد کاربران در پایان دوره مورد نظر را از تعداد کاربران در آغاز آن دوره کم کرده و عدد بدست آمده را بر تعداد کاربران در آغاز دوره تقسیم کنید (ضریب به درصد محاسبه می گردد).

CR

CR — conversion rate کانورژن ریت. این پارامتر نشان دهنده آن است که چه تعدادی از بازدیدکنندگان سایت تبدیل به مشتریان شما شده اند یعنی کالایی خریداری کرده و یا خدماتی را سفارش داده اند. این کلیدی ترین عامل برای کاریست که دارید انجامش می دهید. کانورژن ریت شما بالاست؟ این عالیه! به همین روش ادامه دهید. توجه داشته باشید که اقدامات کامل نشده (صورتحساب پرداخت نشده و یا سفارشی که تکمیل نشده و غیره) را نباید به این آمار اضافه کنید.

CR از تقسیم تعداد کل بازدیدکنندگان سایت به تعداد کاربرانی که عملیات مورد نظر شما را انجام داده اند (خرید، دانلود، اشتراک در خبرنامه و غیره) بدست می آید.

LTV

LTV — lifetime value  مجموع درآمدی که شما از هر مشتری در کل زمانی که با برند شما سر و کار دارد بدست می آورید. با کمک این شاخص می توانید کارآمد بودن هزینه هایی که خرج مارکتینگ شده اند را مشخص کنید. LTV به ارزیابی میزان جذاب بودن کالا یا خدمات شما و در صورت لزوم اصلاح استراتژی حفظ کاربران کمک می کند.

روش های زیادی برای محاسبه این پارامتر وجود دارد. یکی از این روش ها به این ترتیب است که باید میزان درآمد متوسط ماهانه بدست آمده از هر مشتری و میانگین سود بدست آمده از هر مشتری را بر Churn Rate ماهانه تقسیم کنید.

AOV

AOV — average order value متوسط درآمد یعنی به طور متوسط از هر سفارش چقدر درآمد دارید. شاخص AOV تا حدودی تعیین کننده قیمت و هزینه های تبلیغاتی شما می باشد. این شاخص ارتباط مستقیمی با سود شما دارد: هر چه AOV بیشتر باشد سود شما نیز بیشتر خواهد بود.

بازارشناسان خارجی معتقدند که می توان مشتریان را به سه رده "بالا"، "متوسط" و "پایین" تقسیم کرد. وظیفه شما این است که مشخص کنید که اکثریت خریداران در کدام رده قرار می گیرند. با توجه به این موضوع می توانید کارآمد بودن سیاست بازاریابی را مشخص کرده و در صورت لزوم آن را اصلاح کنید. AOV حاصل تقسیم درآمد به تعداد سفارشات در بازه زمانی مشخص می باشد.

LCR

LCR — lead-close rate ضریب بسته شدن لیدها (مشتریان راغب). چند نفر حاضر بودند کالا بخرند یا دانلود کنند و یا مشترک شوند و چند نفر در نهایت این کار را انجام دادند و چرا تمام این افراد این کار را انجام ندادند؟ پاسخ این سوالات را باید خودتان بیابید. با انجام محاسبات ماهانه متوجه خواهید شد چه مقدار ترافیک هدف دریافت می کنید و آیا بخش فروش شما به خوبی پاسخگوی سفارشات هست یا خیر؟ LCR  از تقسیم تعداد مشتریان در یک بازه زمانی به تعداد کل لید ها در این مدت بدست می آید.

CRR

CRR — customer retention rate ضریب حفظ مشتریان و یا تعداد کاربرانی که با شما می مانند و مجددا از شما خرید می کنند. این شاخص نشان دهنده کیفیت سرویس ارائه شده به مشتری می باشد. CRR برای درک رفتار مشتریان شما و همچنین آنالیز کارآمدی استراتژی کسب و کار شما ضروری می باشد. با رشد این ضریب پتانسیل کسب و کار شما نیز افزایش می یابد.

CRR حاصل تقسیم تفاضل تعداد مشتریان در پایان یک دوره مشخص و تعداد مشتریان جدید به تعداد مشتریان در آغاز دوره (به درصد) می باشد.

RPR

RPR — repeat purchase rate فرکانس خریدهای تکراری. این شاخص از خانواده CRR می باشد با این تفاوت که این شاخص علاوه بر نشان دادن رضایت کلی از سرویس و پشتیبانی، میزان رضایت از خدمات و یا کالا را نیز نشان می دهد. معمولا بر اساس RPR برنامه های وفاداری را تهیه می کنند. RPR از تقسیم تعداد کاربرانی که در یک دوره مشخص بیش از یک بار کالا خریداری کرده و یا خدماتی را سفارش داده اند به تعداد کل خریداران بدست می آید.

PF

PF — purchase frequency فرکانس خرید. این شاخص تنها برای گروه خاصی از کالاها (که دلیلی برای خرید مکرر آن ها وجود دارد) محاسبه شده و نشان دهنده وضعیت رقابتی می باشد.

این ضریب همانند ضریب خریدهای تکراری محاسبه می گردد. کافیست با استفاده از همان بازه زمانی که برای ضریب خریدهای تکراری انتخاب کرده اید، تعداد کل سفارشات را به تعداد مشتریان منحصربفرد تقسیم کنید.

OGA

OGA — order gap analysis متوسط فاصله زمانی میان خریدهای کاربران. این عامل اغلب برای ایجاد استراتژی ایمیل مارکتینگ بکار گرفته می شود. با دانستن OGA می توانید به موقع با مخاطبان خود وارد تعامل شوید. مهمترین نکته در این کار خودداری از زیاده روی می باشد. OGA از تقسیم تعداد روزهای دوره مورد نظر (مثلا 365 روز) به متوسط فرکانس خرید (PF) در این دوره بدست می آید.

NPS

NPS — net promoter score شاخص وفاداری که برای تعیین میزان رضایت کاربر از کالا، سرویس و یا برند بکار می رود. به عبارت دیگر این شاخص بیانگر درصد کاربرانیست که حاضرند محصول شما را به دیگران توصیه کنند. هر چقدر که مارکتینگ پیشرفت کند و تبلیغات گسترده شوند اما باز هم بازاریابی دهان به دهان عنوان مطمئن ترین ابزار را برای خود حفظ خواهد کرد. هر چه کاربران بیشتری با شما همراه شوند، درآمد شما بیشتر خواهد شد. NPS با کمک نظرسنجی از کاربران محاسبه شده و با استفاده آن می توان کاربران را به سه گروه تقسیم کرد:

  • ترویج دهندگان: مشتریان وفاداری که حاضرند شما را به دیگران معرفی کنند.
  • کاربران خنثی: مشتریانی که در کل رضایت دارند ولی انتقاداتی هم دارند و شما را به دیگران معرفی نخواهند کرد.
  • منتقدان: از کار شما رضایت ندارند و شما را به دیگران معرفی نخواهند کرد.

NPS از کم کردن تعداد منتقدان از ترویج دهندگان بدست می آید. گروه کاربران خنثی در محاسبه NPS بکار گرفته نمی شوند.

CPC

CPC — cost per click قیمت هر کلیک (بر روی بنر، دکمه ای در سایت، پست). به عبارت دیگر مبلغی که شما به ازای هر کلیک بر روی هر پلتفرم تبلیغاتی پرداخت می کنید. CPC به شما کمک می کند تا میزان مفید بودن هزینه هایی که صرف تبلیغات مختلف می کنید را محاسبه کنید. این ضریب از تقسیم قیمت کمپین تبلیغاتی به تعداد کلیک ها بدست می آید.

RPC

RPC — revenue per click درآمد بدست آمده از هر کلیک بر روی تبلیغات شما. این شاخص را با CPC مقایسه کنید و نسبت هزینه به درآمد حاصله از هر کلیک را متوجه خواهید شد. به عنوان مثال اگر کمپین شما به ظاهر موفق باشد ولی RPC کمی از CPC بیشتر است لازم است به فکر بیافتید که چرا کمپین تبلیغاتی شما آن طور که باید برای شما درآمد زایی نمی کند و چگونه می توان این وضعیت را بهبود بخشید.

RPC از تقسیم کل درآمد حاصل از کمپین تبلیغاتی به تعداد کل کلیک ها در کمپین بدست می آید.

COS

COS — cost of sale قیمت متوسط فروش. این شاخص نسبت هزینه صرف شده و درآمد بدست آمده می باشد. اگر هزینه های شما بیشتر از درآمدتان می باشد باید فکری به حال کمپین تبلیغاتی خودتان بکنید.

COS را می توان هم برای کل کمپین تبلیغاتی و به منظور بدست آوردن تصویر کلی از آن و هم برای هر آگهی و با هدف انتخاب موثر ترین آن ها محاسبه کرد. این شاخص از تقسیم قیمت کمپین تبلیغاتی به درآمد کلی ناشی از آن (به درصد) بدست می آید.

CPA

CPA — cost per acquisition هزینه جذب کاربر. به عبارت دیگر هزینه ای که برای جذب هر کاربر جدید به کمک کمپین تبلیغاتی خاص انجام می دهید. CPA زمانی از اهمیت بالایی برخوردار است که شما اطلاعاتی در مورد چرخه زندگی مشتری داشته باشید. حتی در صورتی که از نگاه اول کمپین تبلیغاتی شما ناکارآمد به نظر برسد ولی شما اطمینان دارید که مشتری در خریدهای بعدی مبالغ بیشتری را هزینه خواهد کرد می توانید از این تبلیغات استفاده کنید. این کار در آینده برای شما سودآور خواهد بود. CPA از تقسیم هزینه هر کمپین تبلیغاتی به تعداد سفارشات بدست آمده از طریق آن بدست می آید.

CTR

CTR — click through rate شاخص قابلیت کلیک. CTR هم برای ارزیابی کارآمد بودن هر آگهی به صورت جداگانه (تعداد افرادی که از طریق آن جذب می شوند) و هم برای کمپین تبلیغاتی در کل مورد استفاده قرار می گیرد. درصد پایین قابلیت کلیک نشان دهنده این است که در تنظیمات کمپین تبلیغاتی اشتباهی صورت گرفته است. بررسی کنید چه چیزی اشتباه است و شرایط را اصلاح کنید.

CTR از تقسیم تعداد کلیک ها بر هر تبلیغ (بنر، دکمه سایت، پست) به تعداد کل نمایش آن (به درصد) محاسبه می گردد.

LPO

LPO — leads generated per offer تعداد لیدهای بدست آمده از هر آفر (با پیشنهاد به خریدار بالقوه). به عبارتی دیگر شما می توانید بفهمید چه تعدادی از کاربران پس از ورود به سایت از طریق تبلیغات مشخص سفارش و یا درخواست خود را ثبت کرده اند و یا هر گونه عملیات دیگری را انجام داده اند.

LPO برای هر آفر به عنوان مثال برای هر پیشنهاد خرید کالا، ثبت نام در سایت، خرید بلیط و برای مشخص شدن بهترین آفرها محاسبه می گردد. برای تشخیص این که هر آفر چه نتایجی را به همراه داشته است کافیست پیشنهادات جذاب را با علامت utm نشانه گذاری کنید. با بررسی این داده ها در سیستم های آماری می توانید بفهمید کدام آفر نتیجه بهتری داشته است.

ROAS

ROAS — return on advertising spent بازگشت هزینه های تبلیغاتی از کانال تبلیغاتی مشخص. با دانستن ROAS می توانید متوجه شوید هزینه های تبلیغات به چه اندازه ای بازدهی داشته اند. نباید این شاخص را با ROI اشتباه گرفت. تفاوت ROAS با ROI در میزان هزینه ها می باشد. در ROI کل هزینه های مارکتینگ (به عنوان مثال، ایجاد سایت، طراحی طرحی جدید برای تبلیغات رسانه ای و غیره) محاسبه می گردد در حالی که در ROAS تنها هزینه کانال های تبلیغاتی لحاظ می گردد.

ROAS از تقسیم سود بدست آمده از کمپین تبلیغاتی به هزینه های انجام شده برای آن (به درصد) بدست می آید.

OL

OL — organic likes رشد ارگانیک مخاطبان. این مخاطبان افرادی هستند که شما را به صورت مستقل از شبکه های اجتماعی پیدا کرده و بدون تبلیغات در صفحه شما ثبت نام کرده اند. این شاخص نشان دهنده کیفیت محتوای منتشر شده و دانش برند می باشد.

این شاخص توسط شبکه های اجتماعی محاسبه می گردد. این شاخص را می تواند به عنوان مثال در فیسبوک و در بخش "آمار">"فالورها">"افزایش خالص فالورها">"فالورهای ارگانیک" مشاهده کرد.

AGR

AGR — audience growth rate سرعت رشد تعداد مخاطبان صفحه شما در شبکه های اجتماعی. این شاخص به درک این موضوع که چه محتوایی از جذابیت بیشتری برای مخاطبان برخوردار است کمک می کند. AGR از تقسیم فالورهای جدید به تعداد کل فالورهای صفحه شما در بازه زمانی مشخص (به درصد) محاسبه می گردد.

CPF

CPF — cost per fan قیمت هر فالور در شبکه های اجتماعی. به عبارت ساده تر هزینه ای که شما به ازای هر کاربر جذب شده از شبکه های اجتماعی پرداخت می کنید. اگر قیمت هر فالور خیلی بالا باشد لازم است در تنظیمات کمپین تبلیغاتی خودتان بازنگری کنید.

ممکن است هزینه ای که صرف جذب کاربر از شبکه های اجتماعی می کنید نسبت به آنچه بدست می آورید خیلی بیشتر باشد. این شاخص از تقسیم هزینه های انجام شده برای جذب مخاطب به تعداد فالورهای جدید در بازه زمانی مشخص محاسبه می گردد.

ERR

ERR — engagement rate by reach نرخ مشارکت. بیانگر میزان علاقه کاربران به محتوا بوده و درصد افرادی که در واکنش به یک پست مشخص فعالیتی انجام داده اند می باشد. این شاخص از تقسیم تعداد کل واکنش ها، نظرات و به اشتراک گذاری هر پست به تعداد کاربرانی که این پست را دیده اند محاسبه می گردد.

AR

AR — amplification rate ضریب انتشار. AR یک شاخص بصری بوده که نشان دهنده میزان علاقه کاربران به موضوع یک پست مشخص می باشد. هر چه ضریب انتشار بیشتر باشد، افراد بیشتری پست های شما را به صورت رایگان می بینند. محتوای ویروسی ایجاد کنید تا AR بیشتری بدست بیاورید. این شاخص از تقسیم تعداد به اشتراک گذاری ها در بازه زمانی مشخص به تعداد کل پست های منتشر شده محاسبه می گردد.

BER

BER — brand evangelists rate سهم مبلغان برند. به عبارت ساده تر این شاخص عبارت است از تعدادی از فالورهایی که به صورت دوره ای و داوطلبانه بازخوردهای مثبتی برای برند منتشر می کنند (از جمله در دفاع از آن). هر چه کالا یا خدمات شما از کیفیت بهتری برخوردار بوده و فعالیت برند شما در شبکه های اجتماعی بیشتر باشد BER بیشتر بوده و علاوه بر این بازاریابی دهان به دهان قوی تری خواهید داشت.

Time on site by SM

Time on site by SM مدت زمانی که کاربرانی که از شبکه های اجتماعی وارد سایت شما شده اند در آن صرف می کنند. این شاخص بیانگر چند مورد می باشد:

میزان مطابقت محتوای شما در شبکه های اجتماعی با محتوای سایت.

میزان دقت در انتخاب مخاطبان شبکه های اجتماعی.

میزان جذابیت محتوای سایت.

مشاهده کل ترافیک جذب شده از شبکه های اجتماعی در Google Analytics در قسمت "منابع ترافیک">"شبکه های اجتماعی" امکان پذیر است.

Tone of mentions

Tone of mentions منشن شدن (به عنوان مثال @Ingate) در پست ها، استاتوس ها، نظرات. وضعیت شما از این نظر چگونه است؟ منشن ها مثبت هستند یا منفی؟ نسبت به رقبا یا در کل؟ بازاریابی دهان به دهان آفلاین قویترین ابزار ممکن است. فقط بازاریابی دهان به دهان در شبکه های اجتماعی می تواند از آن قوی باشد. ردگیری منشن شدن ها در حال حاضر خیلی ساده است. کافیست به پیغام هایی که از شبکه های اجتماعی دریافت می کنید دقت کنید. با بدست آوردن نسبت منشن های منفی به کل منشن ها (به درصد) می توانید روند منشن های منفی در بازه زمانی مشخص را بدست آورید.

Unlikes rate

Unlikes rate درصد آنفالوها. اگر کاربران صفحه شما را آنفالو نمی کنند باید به شما حسادت کرد. چرا که این بدین معناست که محتوایی که شما منتشر می کنید هم برای کسب و کار شما و هم برای مخاطبان مفید بوده است. صرفا مخاطبان هدف را جمع آوری کنید و به همین روش ادامه دهید.

Unlikes rate  توسط شبکه های اجتماعی اندازه گیری می شود. به عنوان مثال در فیسبوک می توانید این شاخص را در قسمت "آمار">"فالورها">"افزایش خالص فالورها" مشاهده کنید.

تمام شاخص ها را محاسبه کردید؟ آن ها را با هم مقایسه کردید؟ حالا شما به درستی می دانید که به چه اندازه از اهداف مشخص شده دور (و یا به آن ها نزدیک) هستید. قدم بعدی انتخاب روشی موثر برای دستیابی به این اهداف و مشخص کردن گرایشات رشد کسب و کارتان است.

 

موفق باشید!